دلایل شکست بیشتر شتابدهندهها
از آنجایی که ۹۰ درصد استارتاپها شکست میخورند و شتابدهندهها نیز ارتباط بسیار نزدیکی با استارتاپها دارند، میتوان گفت که بیشتر برنامههای شتابدهندهها نیز منجر به شکست میشود به طور مثال:
- از ۲۰ تا ۳۰ استارتاپ برتر در هند (از لحاظ میزان درآمد، ارزش و…) تقریباً هیچ کدام از آنها عضو شتابدهنده یا مرکز رشد (Incubator) نبودهاند. در سایر نقاط جهان نیز (به خصوص مناطق در حال توسعه) وضع تقریباً به همین منوال است.
- بررسی دانشگاهها و مراکز آکادمیک برتر نشان میدهد که نقطه شروع بسیاری از کارآفرینان و بنیانگذاران استارتاپهای برتر بودهاند؛ اما تقریباً هیچ کدام از استارتاپهای آنها در شتابدهنده یا مرکز رشد خود دانشگاه شرکت نکردهاند.
- بسیاری از شتابدهندهها و انکوباتورها که تعداد زیادی استارتاپ را رشد دادهاند، حتی یک استارتاپ هم نداشتهاند که به موفقیتی خارقالعاده برسد و درآمد و ارزش بسیار بالایی را به دست آورد.
پیتر رلان، کارآفرین برجستهی درهی سیلیکون (Silicon Valley) و بنیانگذار مرکز رشد یووب (YouWeb)، علل این شکست را این گونه بیان میکند:
۱. منتورینگ ناکافی برای تعداد زیادی استارتاپ
داشتن استارتاپ و تأمین سرمایه به تنهایی باعث موفقیت نمیشود. لازم است تا کارآفرینان کم تجربه آموزشها و راهنماییهای لازم را ببینند و از همه جوانب به کسبوکار خود نگاه کنند. وجود تعداد زیاد استارتاپ و کمبود منتورینگ مناسب باعث میشود تا برای اکثر استارتاپها یک نسخه تجویز گردد. گاهی نیز عکس این قضیه پیش میآید. منتورها بیش از حد در کار استارتاپها دخالت میکنند که موجب سردرگمی استارتاپها میشود.
۲. نبود مسیر شفاف برای سرمایهگذاری در استارتاپ در مراحل بعدی
استارتاپها بعد از شرکت در برنامههای شتابدهنده و در دمو دی (Demo Day)، توقع دارند تا مقدار زیادی سرمایه جذب کنند. اما در واقعیت آنها بر سر جذب جریانی از سرمایه به رقابت میپردازند. زیرا بیشتر استارتاپها ویژگی هستند نه محصولی که مشکل مهمی را حل کند. بسیاری از استارتاپها در دمو دی آماده جذب سرمایه نیستند. یعنی استارتاپ آنها هنوز به مرحلهای نرسیده است که سرمایه جذب کند. خیلی از استارتاپها سرمایه بذری (Seed) را به راحتی جذب میکنند؛ اما برای مراحل بعدی جذب سرمایه، مانند سری A، دچار مشکل شده و ناکام میمانند.
۳. فقدان منابع مناسب توسعه کسبوکار
منابع توسعه کسبوکار (Business development) و بررسی آمار موفقیت، دو عامل مهم برای کارآفرینان در انتخاب بین شتابدهندههای مختلف است. اگر شتابدهنده منابع مناسبی نداشته باشد و ارزش لازم را به استارتاپ ندهد، محکوم به شکست است.
یکی از مدلهای موفق به عقیده رلان، مدل اعضای فنی قوی (High-tech) و تغییر و بهبود مداوم ایده (Pivot) است که در مرکز رشد یووب استفاده میشود. این شتابدهنده، تیم یا برنامه کسبوکار (Business Plan) نمیپذیرد، بلکه هکرهای حرفهای و برنامهنویسهای استثنایی را جذب میکند.
این برنامهنویسها در برنامهای یک ساله بر روی ساخت محصولی کار میکنند و آن را روانه بازار مینمایند. اگر نتیجه و تقاضای بازار مناسب نبود، محصول خود را تغییر (Pivot) میدهند و بر روی محصولی دیگر کار میکنند تا به کشش بازاری مناسبی برسند. سپس با دریافت سرمایه از شتابدهنده، محصول خود را توسعه (Scale-Up) داده و استارتاپ شکل میگیرد.
اندی کارز دلایل شکست شتابدهنده ها را این طور بیان میکند.
۱. شتابدهندهها از جذب بهترین تیمها عاجزند.
بیشتر شتابدهندهها، تیمها را از شهرهای خود که معمولاً شهرهای بزرگ و مهم هستند برمیگزینند. اما این نباید معیاری مهم برای انتخاب تیمها باشد. تیمهای انتخابی باید دانش و تجربه کافی داشته باشند. به عنوان مثال در دره سیلیکون بین سالهای ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۴، میانگین سنی کارآفرینان و بنیانگذاران ۴۱ سال بوده است. البته این به معنای جذب تیمهای مسنتر نیست.
۲. شتابدهندهها فاقد یک برنامه انتخابی قاطع و ساده هستند.
همه شتابدهندههای موفق، دارای فرآیندی کارآمد و قاطع برای جذب تیمهای استارتاپی هستند. همچنین برنامه آنها ساده است. یعنی حجم برنامهها به گونهای است که تیمها بتوانند به خوبی بر روی استارتاپ خود تمرکز کنند و سردرگم نشوند.
۳. تمرکز نکردن بر حوزهای خاص و تبدیل شدن به همه کاره و هیچ کاره
شتابدهندههایی که برنامههای آنها منجر به شکست میشود، معمولاً حوزه خاصی را به طور واضح هدف نگرفتهاند تا متناسب با آن حوزه، منتورینگ، جذب سرمایهگذار و سایر خدمات خود را به تیمهای استارتاپی تعیین کنند.
۴. شتابدهندهها از جذب کارآفرینان باتجربه به عنوان منتورهای خود عاجزند.
بدون داشتن منتورهای قوی، جذب تیمهای با استعداد هم دشوار است. شتابدهندههای موفق پیش از فرآیند انتخاب تیم، کارآفرینان و سرمایهگذاران باتجربه را به عنوان منتور جذب میکنند.
جذب منتورهای باتجربه و باانگیزه و تعامل مداوم آنها با شتابدهنده و تیمهای استارتاپی، کلید داشتن برنامهای موفق است.
در برخی از برنامههای ناموفق، صرفاً از افراد متخصص در حوزهای از تکنولوژی یا اساتید دانشگاه که فاقد تجربه کارآفرینی هستند، به عنوان منتور استفاده میکنند.
۵. شتابدهندهها در ساخت شبکهای بزرگ و فعال از سرمایهگذاران شکست میخورند.
گرچه جذب بیش از ۱۰۰ سرمایهگذار در دمو دی ضروری است؛ اما برنامه جذب و معرفی سرمایهگذاران از روز اول برنامه شتابدهنده باید مدنظر باشد.
برنامههای شکست خورده معمولاً گروهی از سرمایهگذاران را فقط در دمو دی آماده میکنند و به روند جذب سرمایه استارتاپها لطمه میزنند.
باید توجه داشت که سرمایهگذاران جذب شده فعال باشند؛ یعنی اگر سرمایهگذاری در ۱۲ تا ۱۸ ماه گذشته سرمایهگذاری نکرده باشد، فعال محسوب نمیشود.
۶. از جذب نیروهای شایسته برای تیم شتابدهنده عاجزند.
برنامههای شتابدهندهای که توسط گروهی از دانشجویان جوان اجرا میشوند معمولاً منجر به شکست میشوند؛ چون تجربه و تخصص کافی برای هدایت تیمها را ندارند. یک تیم شتابدهنده موفق علاوه بر هدایت بنیانگذاران، به آنها یاد میدهد که چگونه:
- با منتورها بهترین تعامل را داشته باشند.
- چگونه استارتاپ خود را تغییر داده و بهینه کنند.
- چگونه استارتاپ خود را با تکنولوژی مناسب پیوند دهند.
- چگونه با گروههای مختلف سرمایهگذاران مذاکره کرده و آنها را جذب خود کنند.
۷. از ساخت شبکهای وفادار و بزرگ از فارغالتحصیلان شتابدهنده عاجزند.
هر چه دوره شتابدهی موفقتر باشد، شبکه فارغالتحصیلان بزرگتر و بهتر خواهد شد. برای بنیانگذاران استارتاپهای دوره بعدی شتابدهنده، ارتباط با کارآفرینانی موفق و باتجربه که دوره شتابدهی را گذرانده و به افراد مهم در صنعت خود تبدیل شدهاند، بسیار ارزشمند است.
۸. شتابدهندهها فاقد استراتژی مشخص و قابل اندازهگیری هستند.
پیتر دراکر (Peter Drucker) میگوید:
“اگر ندانی که چقدر است نمیتوانی آن را مدیریت کنی.”
اگر شتابدهنده نداند که دقیقاً اهداف استراتژی که معین کرده چیست، نمیتواند به خروجی مناسب دست پیدا کند. تمرکز بر روی فعالیتهایی که پیوندی با استراتژی دقیق و معینی ندارند، بدون شک منجر به شکست خواهد شد.
معمولاً موفقیت شتابدهندهها را با معیارهای زیر میسنجند:
- میانگین جذب سرمایه به ازای هر استارتاپ
- تعداد استارتاپهای با سابقه بیش از ۲ الی ۵ سال حضور در شتابدهندهها
- میزان خروج استارتاپها و ارزش خروجی آنها
- میزان رضایت فارغالتحصیلان شتابدهنده از برنامه آنها
لازم به ذکر است که برخی معتقدند معیار جذب سرمایه نمیتواند معیار کاملی برای سنجیدن موفقیت شتابدهندهها باشد. زیرا شتابدهندهها واسطهای بین استارتاپها و سرمایهگذارانی هستند که معمولاً به دنبال سود بسیار زیاد (ریسک خیلی بالا) یا به قولی یونیکورن (Unicorn) هستند. لذا ممکن است در مراحلی استارتاپ جذب سرمایه کند که به بلوغ کافی نرسیده باشد؛ که میتواند موجب شکست آن شود
چند توصیه مهم برای شتابدهندهها
با توضیح کامل درباره دلایل اصلی شکست شتابدهندهها میتوان تا اندازهای فهمید که شتابدهندهها باید چه نکاتی را در جهت موفقیت خود رعایت کنند.
در این میان، توجه به توصیههای جان رمی (John Ramey)، کارآفرین دره سیلیکون و با سابقه منتورینگ بیش از ۱۵۰۰ بنیانگذار استارتاپی در بیش از ۳۰ کشور جهان، برای شتابدهندهها خالی از لطف نیست و قطعاً نکات خوبی را به همراه خواهد داشت.
۱. مدل سیلیکون ولی را کپی نکنید!
مدل شتابدهندهها در سانفرانسیسکو (SF) لزوماً آن چیزی که در وبلاگها پست میکنند نیست. مسائل دیگری نیز در واقعیت دره سیلیکون وجود دارند که در وبلاگها بررسی نشده است.
مدلهای سیلیکون ولی مخصوص همان شرایط و اکوسیستم است که در بعضی مسائل بسیار قوی و در بسیاری از مسائل دیگر ناکارآمد و ضعیف است. باید مدل شتابدهنده خود را بسازید که متناسب با شرایط جامعه و اکوسیستم استارتاپی همان منطقه باشد.
این موضوع به خوبی در بحث استراتژی نوین شتابدهندهها آمده است. اخیراً شتابدهندهها دریافتهاند که دیگر کپی کردن مدل سیلیکون جواب نمیدهد و آنها باید مدل مخصوص به خود را که متناسب با شرایط محیطی آنهاست داشته باشند. بنابراین بسیاری از شتابدهندهها به سوی شخصیسازی (Customization) مدل خود حرکت کردهاند.
۲. بدانید که بین اکوسیستم استارتاپی (مدل یونیکورن) و سایر اشکال اکوسیستم کارآفرینی فرق زیادی وجود دارد.
قطعاً بین استارتاپی مبتنی بر تکنولوژی، سود و ریسک بالا با رستورانی معمولی که صرفاً درآمد مناسبی دارد، فرقهای زیادی است. شاید سرمایهگذاری در رستوران سودآور باشد؛ اما میلیونها دلار هم ایجاد نمیکند.
۳. دانشگاههای جدید، شتابدهندهها هستند.
هدف اصلی یک شتابدهنده باید آموزش فوت کوزهگری کارآفرینی باشد. بنابراین بنیانگذاران استارتاپها پس از فارغالتحصیلی از شتابدهنده، باید دانش جذب سرمایه، رشد و توسعه کسبوکار را کسب کرده باشند.
۴. بهبود روابط و شکارکردن ضروری است!
خصوصاً در اکوسیستمهای غیر از دره سیلیکون این مورد اهمیت پیدا میکند. یکی از اهداف اصلی رویدادها و تبلیغات، جذب بنیانگذارانی با پتانسیل بالاست. شتابدهنده باید مانند یک شکارچی، کارآفرینان بالقوه را جذب خود کرده و شکارشان کند.
۵. به طرز چشمگیری منتورینگ را بهبود دهید.
همان طور که پیشتر نیز گفته شد، منتورها باید باتجربه باشند. باید چیزهایی را که میخواهید انجام شود به منتورها بگویید و آنها را پاسخگو بدانید. علاوه بر این منتورها باید در مرحله مناسب، بنیانگذاران استارتاپها را راهنمایی کنند؛ مثلاً در هفته سوم از شروع برنامه نباید از سرمایهگذاران خطرپذیر به عنوان منتور استفاده کرد.
۶. از جلسات آموزشی، همایشها و منتورینگ بیش از اندازه پرهیز کنید.
کیفیت برنامهها مهمتر از کمیت یا طول برنامههاست. جلسات آموزشی و رویدادهای طولانی باعث خستگی، افزایش هزینه و عدم یادگیری مناسب بنیانگذاران استارتاپها خواهد شد. باید به تیمها اجازه داد تا به مرور رشد کرده و بهتر شوند.
۷. همه را دوست بدارید اما بر روی شایستهها سرمایهگذاری کنید.
سرمایهگذاری بر روی بنیانگذاران شایسته باعث موفقیت شتابدهنده میشود.
نظام شتابدهنده باید شایسته سالار باشد. بنیانگذاران استارتاپها باید بدانند که تحت قضاوت هستند و شایستگی آنها در شتابدهنده، به صورت مداوم بررسی میشود.
۸. یکی از مسائل مهم و ارزشمند شتابدهندهها، پشتیبانی استعدادها (Talent) است.
بنیانگذاران شتابدهنده وایسی گفتهاند این بزرگترین ارزش در داخل شتابدهنده آنها بوده است. شما به عنوان یک شتابدهنده باید یک دلال (Matchmaker) حرفهای برای استعدادها باشید.
ایده استارتاپی با یک تیم خوب تقاضایی در بازار ندارد. به آنها کمک کنید تا بهتر شوند. بنیانگذارانی که شکست خوردهاند را پشتیبانی کرده و آنها را بازیابی (Recycle) نمایید.






