آیا میدانید رقابت استارتاپ ها در بازار چگونه است ؟

 

۱- مزیت‌های رقابتی خود را بشناسید

اولین قدم برای راه اندازی یک استارتاپ موفق در بازار تحت سلطه شرکت‌های بزرگ و غول پیکر این است که مطمئن شوید به عنوان یک استارت آپ کوچک نسبت به رقبای عظیم خود مزیت‌ها و ویژگی‌های منحصر به فردی دارید.

کسب و کارهای بزرگ و غول‌های صنعت از نقاط قوت کلیدی زیر برخوردار هستند:

  • آن‌ها منابع وسیعی (شامل پول، پرسنل، سرمایه اجتماعی) دارند.
  • می‌توانند از همه رقبا در بازاریابی و تبلیغات فراتر روند.
  • برندهای قابل تشخیصی دارند و مشتریان وفادارتری نسبت به بازیکنان کوچک‌تر جذب کرده‌اند.
  • می‌توانند از اقتصادهای کلان برای تضعیف دیگران در قیمت‌گذاری استفاده کنند.
  • می‌توانند فناوری پیشرفته‌تری نسبت به شرکت‌های با سرمایه کم‌تر خریداری کنند.

با این حال، استارتاپ‌های کوچک و نوپا هم از مزایا و امتیازات متنوعی برخوردار هستند که کسب و کارهای بزرگ نمی‌توانند به سادگی از آن‌ها بهره ببرند:

۱- ماهر و چابک

استارتاپ‌ها و کسب و کارهای  نوپا معمولاً بدون ساختار رسمی خاصی هستند. حتی اگر طرح عملیاتی سفت و سختی هم داشته باشند با این حال هیچ نوع محدودیتی برای پیاده‌سازی آن ندارند. از این رو استارتاپ‌های نوپا می‌توانند خیلی سریع‌تر، مؤثرتر و دقیق‌تر با تغییرات بازار تنظیم شوند. برعکس، شرکت‌های بزرگ اغلب از “نوآوری” رنج می‌برند و در نتیجه نمی‌توانند تکنولوژی‌های نوآورانه را با کسب‌وکار خود تطبیق دهند. آن‌ها مجبورند که مدل مشابهی را برای خود حفظ کرده و در تلاش هستند تا سطح وسیعی از سرمایه‌گذاران و مشتریان را برای خود حفظ کنند. اما استارتاپ‌ها، می‌توانند هرآنچه که می‌خواهند را در کسب‌وکار خود اجرا کنند.

این چابکی وقتی خود را نشان می‌دهد که اختلالی در صنعت رخ بدهد مثلا وقتی که یک تکنولوژی جدید در حال توسعه باشد و یا اینکه یک رقیب جدید در حال ظهور باشد. در این حالت شرکت‌های بزرگ ناچارند که اثرات ناشی از این تغییرات را بپذیرند و معمولا  به‌ کندی از خود واکنش نشان می‌دهند. اما یک استارتاپ و کسب و کار کوچک می‌تواند به سرعت به این تغییرات پاسخ دهد و در صورت لزوم همه چیز را از نو بازسازی کند.

 

۲– فضای کار

در شرکت‌های بزرگ فضای کاری خاصی وجود دارد. وقتی که شما وارد یک شرکت بزرگ می‌شوید بخش‌های اداری مختلف را مشاهده می‌کنید که از هم جدا شده‌اند. کار هر بخش جدا از دیگر بخش‌ها انجام می‌شود به طوری که پرسنلی که در هر بخش کار می‌کنند اکثرا همکاران خود را در دیگر بخش‌های شرکت ممکن است نشناسند.
اما بر خلاف شرکت‌ها و کسب و کارهای بزرگ در استارت‌آپ، اینگونه نیست و اعضای تیم همگی با همدیگر در ارتباط هستند. یک تیم استارتاپی ممکن است از سه نفر و یا تعداد بیش‌تری تشکیل شده باشد؛ در هرصورت به‌شکل نزدیک‌تری در کنار همدیگر هستند و روابط کاری قوی‌تری با هم دارند. در این حالت بهره‌وری اعضای تیم بیشتر شده و رضایت بیشتری نسبت به شغل خود دارند و کاری با قابلیت اطمینان بیشتر ارائه می‌دهند. این کار تیمی خود مزایایی را برای اعضای تیم به همراه دارد که شامل موارد زیر می‌شود:

  • کسب تجربیات بیشتر؛ در استارتاپ‌ها بر خلاف شرکت‌های بزرگ که کارمندان از همان ابتدا باید مهارت کافی داشته باشند، این فرصت شگفت انگیز وجود دارد که اعضای تیم مهارت‌های مورد نیاز را در طول کار فرا گیرند و آن‌ها را توسعه دهند.
  • شناخت فردی بیشتر؛ افراد به ندرت در محیط‌های بزرگ شرکت‌ها در کانون توجه قرار می‌گیرند. با این حال، استارتاپ‌ها فرصتی بی‌نظیر را در اختیار اعضای تیم قرار می‌دهند تا استعدادهای خود را به نمایش بگذارند و برای آن شناخته شوند.
  • رشد رهبری؛ مهارت‌های رهبری در استارتاپ‌های نوپا به وفور یافت می‌شوند چون هر کس باید برای موفقیت یک پروژه وارد عمل شود. این باعث تولد رهبران صنعت جدیدی می‌شود که برای ایجاد تغییر، نوآوری و ایجاد یک زمینه جدید در حرفه‌ی خود آماده هستند.

۳– پشت میز نشینی کمتری دارند

به دلیل یک محیط کار کوچک، کاغذ بازی‌های بسیار کمی در خصوص استارت آپ‌ها وجود دارد به خصوص در توسعه چابک، و این بدین معناست که آن‌ها می‌توانند محصولات و خدمات خود را با درخواست‌های مشتری بسیار مؤثرتر تطبیق دهند و پیشرفت سریع‌تر و آسان‌تری داشته باشند.

۴- قیمت گذاری رقابتی

قیمت‌گذاری از جمله مباحث دشواری است که نیازمند بحث و بررسی فراوان است. هر کسب و کاری در هر حوزه‌ای از صنعت باید در هنگام  قیمت گذاری فاکتورهای مختلفی را در نظر بگیرد. شرکت‌های بزرگ دارای مزیت‌های قیمت‌گذاری هستند چرا که امکانات زیادی در اختیار دارند و می‌توانند فعالیت‌های بزرگ‌تری را شروع کرده و پول زیادی را برای خود صرفه‌جویی کنند. اما با این حال، استارتاپ‌ها هم در بسیاری از صنایع، از مزیت‌های خاص خود در قیمت‌گذاری برخوردار هستند.
استارت‌آپ‌ها هزینه سربار کمتری داشته و با توجه به تعداد کارکنان کمتر از منابع کمتری هم برای توسعه محصولات و خدمات خود استفاده می‌کنند. بنابراین می‌توانند محصولات و خدمات مشابه رقبا را به شکلی تهاجمی قیمت‌گذاری کنند. علاوه بر این استارتاپ‌ها از انعطاف‌پذیری خاصی در کار خود برخوردار هستند به‌ طوری‌ که راه برای مذاکره بر سر قیمت برایشان باز بوده و می‌توانند مشتریان بیشتری هم با این روش حفظ کنند.

۵– چیستی و ماهیت استارتاپ

آخرین مزیت رقابتی استارتاپ‌ها که شاید بیشترین مهم‌ترین مزیت هم محسوب شود مربوط به هویت استارتاپ شماست. همانطور که گفتیم استارتاپ‌ها از تعداد پرسنل کمتری برخوردار هستند به همین خاطر تمایل دارند به هویتی در برند خود دست یابند که برایشان در‌ دسترس بوده و بتوانند با آن ارتباط برقرار کنند. اعضای یک تیم استارتاپی نسبت به کسب‌ و کارهای بزرگ حقوق کمتری دریافت می‌کنند ولی بر خلاف کارمندان کسب و کارهای بزرگ از آزادی‌عمل بیشتری برخوردارند و همه اعضای تیم به‌شکلی فعال در کنار همدیگر کار می‌کنند. بنابراین از کار خود بیشتر لذت می‌برند و رضایت بیشتری دارند. بسیاری از مشتریان هم به طور طبیعی جذب استارتاپ‌ها می‌شوند به این خاطر که استارتاپ‌ها از تازگی و جدید بودن محصولات و خدمات استقبال می‌کنند و عاشق نوآوری هستند.

زمانی که تشخیص می‌دهید استارتاپ شما می‌تواند به طور مؤثر خود را در شرایط سرمایه‌گذاری روی نقاط قوت و مزایای منحصر به ‌فرد خود قرار دهد، پس زمان آن رسیده که اقدامی انجام دهید.

 

 

 

 

 

 

 

 

ارسال نظر