در این بخش می خواهیم شما را با برخی از اصطلاحات رایج استارتاپی آشنا کنیم. اصطلاحاتی که ممکن است بشنوید و معنای آنها را ندانید.
سرمایهی بذری (Seed Funding)
همانطور که یک گیاه از یک بذر شروع به رشد میکند، یک استارتاپ نیز از یک سرمایهی اولیه شروع میشود. به سرمایهای که در مرحلهی اولیه راهاندازی استارتاپ در اختیارش قرار میگیرد، سرمایهی بذری گفته میشود.
کمینه محصول پذیرفتنی (MVP)
MVP کمینه محصول پذیرفتنی (Minimum Viable Product) که به اختصار MVP نامیده می شود، نسخه ای از یک محصول جدید است که به یک تیم اجازه می دهد اعتبار اطلاعات و مفروضات خود در مورد مشتریان را با کمترین تلاش و کمترین هزینه بسنجند. MVP یک استراتژی محصول سودمند است که بسیاری از استارتاپ ها در سراسر جهان از آن بهره می گیرند.
Unicorn Startup
استارتاپ تک شاخ یا یونیکورن استارتاپ (Unicorn Startup) به استارتاپهایی گفته میشود که رشد سریعی دارند و به ارزش بیش از ۱ میلیارد دلار میرسند. این لغت اولین بار در سال ۲۰۱۳ توسط سرمایهگذاری به نام آیلین لی ارائه شد و او از میان حیوانات افسانهای، تک شاخ را بهعنوان نماد این مدل استارتاپ انتخاب کرد. ازجمله بزرگترین استارتاپهایی که در این دسته جا میگیرند میتوان به Uber ،Xiaomi ،Airbnb ،Dropbox و Pinterest اشاره کرد.
استارتاپ گرایند (Startup Grind)
استارتاپ گرایند یک برنامهی جهانی است که در آن از کارآفرینان موفق دعوت میشود تا داستان موفقیت و چالشهای استارتاپ خود را با دیگران به اشتراک بگذارند. افراد میتوانند در این برنامه با پروژههای یکدیگر آشنا شوند و از تجربیات هم استفاده کنند.
بنچمارک (Benchmark)
به فرآیندی گفته میشود که یک استارتاپ برای اندازهگیری موفقیت فعلی خود از آن استفاده میکند. سرمایهگذاران میزان موفقت استارتاپها را بر اساس بنچمارکها میسنجند. بهعنوان مثال وقتی میگوییم شرکت A به بنچمارک درآمد X در طی ۲ سال رسیده است یعنی این استارتاپ توانسته است طی ۲ سال میزان فروش خود را به X برساند.
بوتاسترپ (Bootstrapped)
زمانی که گفته میشود یک شرکت بوتاسترپ است، یعنی بودجهی آن توسط خود کارآفرین یا بودجهی خود شرکت تأمین شده است.
بازده سرمایهگذاری یا بازگشت سرمایه (ROI)
همانطور که از نامش پیدا است، برگشت سرمایه را مورد بررسی قرار میدهد. درواقع به پولی گفته میشود که به یک سرمایهگذار بهعنوان درصدی از سرمایهگذاری خود در استارتاپ برگشت داده میشود. بهعنوان مثال اگر یک سرمایهگذار مبلغ ۲ میلیون دلار برای خرید ۲۰ درصد سهام یک شرکت خرج کند و شرکت با مبلغ ۴۰ میلیون دلار به فروش برسد، این یعنی آن سرمایهگذار مبلغ ۸ میلیون دلار از فروش شرکت دریافت خواهد کرد.
مالکیت و ادغام (Merge & Acquisition)
زمانی است که استارتاپ توسط یک شرکت بزرگتر خریداری یا با آن ادغام میشود. این اتفاق به صورت دوستانه (همراه با توافقنامه) یا خصمانه (بدون توافقنامه) صورت میگیرد.
توافقنامه عدم افشاگری (NDA)
NDA مخفف عبارت Non-disclosure agreement است و به توافقنامهای گفته میشود که طی آن هر ۲ طرف از اطلاعات حساس و محرمانه مانند اسرار تجارت محافظت میکنند و آن را با شخص سوم به اشتراک نمیگذارند.
مذاکره در آسانسور (Elevator Pitch)
فرض کنید در یک آسانسور با یک سرمایهگذار هم مسیر شدهاید و تنها ۳۰ تا ۱۲۰ ثانیه فرصت دارید او را متقاعد کنید که روی ایدهی شما سرمایهگذاری کند. به عبارتی شما باید در این چند ثانیه مشکل، راهحل آن و بازار مشتریها را برای سرمایهگذار توضیح بدهید و او را متقاعد کنید.
پیوت (Pivot)
زمانی است که استارتاپ جهت استراتژیهای خودش را سریعا تغییر میدهد. معمولا این تغییرات به دلیل عدم بازدهی اتفاق میافتند و طی آن بر ویژگیهای دیگر محصولات یا مشتریها تمرکز میشود.
واگذاری (Vesting)
به نوعی تخصیص سهامی گفته میشود که طی آن بعد از گذشت مدت زمانی، مقدار سهم تعیینشده به کارمندان داده میشود. بهعنوان مثال اگر به یک کارمند ۲۰۰ سهام طی ۱۰ سال داده شود، یعنی بعد از گذشت هر سال ۲۰ سهم به او اختصاص پیدا میکند. این کار به کارمندان انگیزه میدهد که عملکرد خوبی داشته باشند و برای مدت زمان زیادی در شرکت کار کنند.






